سروده هاي آيت الله ايازي
شعري به مناسبت رحلت آيت الله بروجردي
شد در وفات قائد دين فخر مسلمين
آئينه صفات كمالات كردگار
قلب منير قلب جهان چون قرين غم
عالم بدين سبب همه بودند اشكبار
چشم از جهان ببست و ليك از جهان نرفت
زيرا كه گفت شاعر داناي هوشيار:
هرگز نمير آنكه دلش زنده شد بعلم
نامش مؤيد است و مخلد پروردگار
از خسروان ملك چو خسرو و قباد
رفتند بي شمار ز شاهان نامدار
نامي نماند زآن همه و اين خسروان علم
باقي به روزگار بمانند و برقرار
دست خدا كه دست جهان زيردست اوست
بر دست او بداد لواي پرافتخار
در عصر پرحوادث و دهر پرانقلاب
بود او زعيم خلق بتاييد هشت و چار
شد اين حسين رهبر خلق و زعيم دين
همچون ، حسين دين نبي كرد استوار
بد ناخداي كشتي امت چو با خدا
كشتي ز بحر پرخطر آورد بر كنار
كرد آن مجاهدت كه بدان تاكنون بماند
اسلام و دين به مملكت شيعه پايدار
بودند مسلمين جهان جمله سربلند
بر روي كفر زشت ، عيان بود انكسار
از هيبت و جلالت و قدر و مقام وي
بودند در هراس سلاطين تاجدار
از نهي منكرات نكردي دريغ و گفت
با صاحبان رتبه سخنان آبدار
چون خواستند حكم كنند آنكه بي حجاب
آيند بانوان سوي بازار و رهگذار
بشنيد اين فقيد و پيام شديد داد
گفت آنكه جان خود به ره دين كنم نثار
تا آنكه در حيات نبينم به چشم خويش
اسلام پايمال و مسلمان ذليل و خوار
هر چند از صفات كمالش كنم بيان
نتوانم آنكه ذكر كنم يك ز صد هزار
تا بنده بود در وجودش بشرق و غرب
آثار هيبتش به جهان ماند بي شمار
آن مسجد عظيم و مجلل كه در قم است
مانند او به چشم نديدست روزگار
اين مهد علم و دانش و فضل و كمال بين
صدها از اين قبيل از او ماند يادگار
مبعوث داشت در ره ترويج دين حق
استادگان علم بهر گوشه و كنار
اندر بلاد كفر كه اسلام ره نداشت
علم و معارف نبوي داد انتشار
روز ده و مه كه شوال ديدگان
بربست از جهان و جهانكرد داغدار
شد در هزار و سيصد و هشتاد ثلم
اندر حصار محكم اسلام آشكار
يا مالك الملوك خداوند ذوالجلال
آيات علم دين ز حوادث نگاهدار
كوته نمود قصه " ايازي " كه گفته اند
خير الكلام آنكه بگويي به اختصار